تبليغاتX
**تنهائی**

دوست


نوشته شده در 18/12/1388ساعت08:32 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


عاشقانه با خدا

 

 

 

 

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است

ببین غرق گناهم 

 

 


نوشته شده در 18/12/1388ساعت08:01 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


 

دل ادما مثل جزیره می مونه 

مهم نیست کی اول به اونجا پا میذاره 

مهم اینکه کی تا ابد تو اون جزیره می مونه 

 

کنم هر شب دعا که از دلم بیرون رود مهرت 

ولی اهسته تر گویم الهی بی اثر باشد 

 

نشانی از تو ندارم  

اما نشانی ام را می نویسم : 

در عصر های انتظار  

به حوالی بی کسی قدم بگذار  

خیابان غربت را پیدا کن 

و وارد کوچه  پس کوچه های تنهایی شو 

سراغ کلبه غریبی ام را بگیر  

من انجا هستم ...!؟ 

 

اگر پنهانی از چشمم ولی در خاطرم هستی 

وفا دارم به عهد خود اگر اهل وفا هستی 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوست داشتم بنویسم که چقدر ... 

گل من : 

چقدر سخته که تو چشمهای کسی که تمام عشقتو ازت دزدید 

وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد 

کینه نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری  

چقدر سخته دلت بخواد سرت باز به دیواری تکیه بدی که  

یه بار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده  

چقدر سخته توی خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی  

اما وقتی دیدیش 

هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی 

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو  

خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم  

دوستش داری 

چقدر سخته گل ارزوهات تو باغ دیگری ببینی وهزار بار 

تو خودت بشکنی وانوقت اروم زیر لبت بگی: 

گل من  

باغچه نو مبارک 


نوشته شده در 1/12/1388ساعت10:36 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(1) - دنبالک ها(0)


عکسهای عاشقانه

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در 17/11/1388ساعت07:54 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


عکسهای عاشقانه

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در 17/11/1388ساعت07:54 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


چگونه بر کم رویی غلبه کنیم

 چگونه بر كمرويي غلبه كنيم؟

 
روانشناسان مي‌گويند؛ خجالت و كم رويي يك بيماري نيست بلكه يك اختلال است.

آيا شما يك فرد خجالتي هستيد؟ اين ويژگي شايد تا حدودي طبيعي و عادي باشد. براي مثال اكثر مردم وقتي وارد اتاقي پر از افراد غريبه مي‌شوند يا هنگامي كه مي‌خواهند سخنراني كنند، تا حدودي معذب و ناراحت هستند و احساس خجالت مي‌كنند. اما گاهي خجالت كشيدن مي‌تواند اشكال شديدي داشته باشد.

محققان معتقدند كه تقريبا 50 درصد از افراد بزرگسال تا حدي به كم رويي دچار هستند. دو پزشك هندي بيمارستان هيوا نانداني در اين باره مي‌گويند: درك اين مطلب كه كم رويي يك مشكل است و يك بيماري نيست، حائز اهميت است.

مرز بين بيماري موسوم به ترس از اجتماع و كم رويي بسيار باريك است اما اين مرز و ويژگي‌هاي آن به لحاظ كميت و شدت متفاوت است. بنابراين روشي كه براي غلبه بر كم رويي ارايه مي‌شود فردي تر و موضوعي تر خواهد بود.

متخصصان و روانپزشكان مي‌گويند؛ اساس درمان كم رويي بايد روي تكنيك‌هاي آرام سازي يا به اصطلاح ريلكسيشن قرار بگيرد. فرد معمولا با مجموعه‌اي از محرك‌هاي استرس‌هاي فزاينده مواجه مي‌شود كه اغلب اين استرس‌ها و محرك‌ها از طريق بصري ايجاد مي‌شوند. وقتي ذهن به طور مناسب رها و بي‌تفاوت شود سپس فرد مي‌تواند با شرايط واقعي در زندگي واقعي مواجه شود. در شرايط و موارد شديد، استفاده از دارو پيشنهاد مي‌شود تا اين استرس و اضطراب فلج كننده مرتبط با شرايط تنش زا كاهش پيدا كند. اما چگونه مي‌توان بر كم رويي غلبه كرد؟

متخصصان توصيه مي‌كنند كه خودتان را معرفي كنيد. يك لبخند بزرگ تمام چيزي است كه احتياج داريد تا فضا را در دست بگيريد. احساس نكنيد كه نياز داريد خودتان را با صلاحيت نشان دهيد. بيشتر سوال كنيد اما كمتر حرف بزنيد. سوالاتي بپرسيد كه به ديگرن اجازه دهد درباره زندگي‌شان صحبت كنند و سپس با علاقه گوش كنيد. در نظرات خود سخاوتمند باشيد. اگر به ديگري فرصتي براي راحت بودن بدهيد نه تنها تقدير خوبي را منعكس و منتشر خواهيد كرد بلكه درعين حال قدرداني و سپاسگذاري ديگران را نيز بدست خواهيد آورد. يك موضوع جزئي را به ياد بسپاريد.

مثلا اگر قبلا كسي را ملاقات كرده‌ايد نام و يك موضوع جزئي درباره وي را بياد بياوريد چون با اين كار بزرگترين هديه را مي‌توانيد به او بدهيد. ديگران را تحسين كنيد هر كسي دوست دارد تحسين و تمجيد شود. كساني كه گفت وگو را آغاز مي‌كنند و به ديگران اعتماد به نفس مي‌دهند اين تمجيد را دوست دارند. هميشه تا جايي كه مي‌توانيد اثرگذار نگاه كنيد. نگاه و احساس موثر داشتن مي‌تواند اعتماد به نفس شما را افزايش دهد. در سازمانها و فعاليت‌هايي كه برايتان جالب هستند، شركت كنيد. همزمان يك مهارت اجتماعي را تمرين كنيد.

با اينكار مي‌توانيد انرژي خود را متمركز كرده و موفق شويد. صبح كه بيدار مي‌شويد در آيينه خودتان را ببينيد و با صداي بلند اهدافي را كه براي طول روز داريد، عنوان كنيد. سپس خود را در شرايطي ببينيند كه واقعا آن كارها را انجام داده‌ايد. براي ايجاد احساس آماده شدن تا جايي كه لازم است به خودتان فرصت بدهيد، به خودتان ايمان داشته باشيد. شما مي‌توانيد آنچه را كه در ذهن داريد انجام دهيد.

 

منبع :ایران حال دات کام


نوشته شده در 23/10/1388ساعت12:18 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(1) - دنبالک ها(0)


بخونید لذت ببرید

سلام.نشسته بودم توي تاكسي اقاي راننده از اون زن خر كنا بود. يه كم نگام كرد سعي كردم محلش ندم.يه دفعه پرسيد: به نظرم اشنا ميان.ببخشيد شما رو جايي ديدم. (قبلا با زني كه پياده شده بود ديدم كه زر مي زنه. با نگاهي كوتاه تند گفتم :اره من مرده شور خونه كار ميكنم.شايد گذرتون افتاده باشه.كمي جلو تر نگهداشت وگفت:ببخشيد مسيرم فرق ميكنه............. 

براد ر زاده مو برده بودم ختنه (ببخشيد كه رك شد). بيرون كه اومد .بهتش زده بود از درد. ديدم دختر خاله  ش داد ميزنه گريه ميكنه . بغلش كرده پرسيدم : چته ؟با تو چكار دارن؟. با هق هق گفت :ميبيني چقدر تيزش كردن!!!!!!!!!!!!

 توي خواب بودم .انگار كه صد سال نخوابيده باشم.ديدم بچم داد ميزنه :مامان .....مامان ....... بيا هراس از خواب پريدم .خواب الوده وهراسون گفتم چيه؟ چي شده؟

: هر چي به خاله ميگم مامانم خوابه بيدارش نكن ميگه ميرم كه بيدارش كنم!!.................. 

توي  كوچه يه پسر بچه رو ديدم كه زار ميزد . گم شده بود. دستشو گرفتم وازش پرسيد. كي باهات بود؟ سر تكون داد واشك ريخت. مامان داري؟.:نه بابا داري؟:نه . اي بابا تنهايي ؟ چي داري.؟: جيش دارم............

به دانشجويي گفتن : مي توني سه دروغ بدون فاصله بگي ؟ جواب داد: دانشگاه ازاد اسلامي .......

 از يارو مي پرسن كجايي هستي ؟ ميگه: تهرون. ميگن: كجاش ؟ : كيلومتر 700 تهران اردبيل.

خسرو پرويز بسيار شراب مي خورده. يه روحاني (مغ)رو ميارن يه كم از مضرات شراب بگه تا شاه شايد توبه كنه. مغه يه كم كه حرف ميزنه براي مثال ميگه : اقايون اگه به طور مثال يه سطل اب ويه سطل شراب رو بذارين جلو الاغ  كدوم رو انتخاب ميكنه؟ مردم ميگن : اب رو . ميگه خوب .......مي خواد ادامه بده كه خسرو پرويز از اون بالا ميگه:اقا جون اگه خر نبود كه  اب نمي خورد.........


نوشته شده در 23/10/1388ساعت12:13 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(1) - دنبالک ها(0)


 

یاحسین ع 

 

 

 

 

 

 

 

 

یاحسین ع 

 www.orchid.blogfa.com/cat-3.aspx


نوشته شده در 29/9/1388ساعت01:31 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


^asemoni 

( ادامه مطلب )



نوشته شده در 21/9/1388ساعت08:52 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


عکسای عاشقانه

 

 

 


نوشته شده در 19/9/1388ساعت11:48 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


( ادامه مطلب )



نوشته شده در 19/9/1388ساعت11:30 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


علل تنهایی

سلام

علل تنهایی هنگامی تنهایی به سراغ ما می‌آید که به خاطر رویدادهایی هم چون مرگ ، طلاق ، کوچ کردن به شهری دیگر و یا محرومیت از قرار ملاقات ، شبکه‌های اجتماعی ما گسسته می‌شوند. اما ویژگی‌های شخصی نیز در احساس تنهایی دخیل هستند. مثلا عزت نفس پایین هم آدمی را از کوشش برای برقراری دوستی با دیگران باز خواهد داشت. همچنین ادراک نادرست دیگران می‌تواند در روابط تداخل ایجاد کند.

ترس از موقعیتهای اجتماعی (خجالت) نیز می‌تواند ما را از برقراری در روابط یا دیگران باز دارد. افکاری نیز که در هنگام برخوردهای اجتماعی وجود دارند می‌توانند در روابط ما اختلال ایجاد کنند. سرانجام اینکه ، به نظر متخصصان امکان دارد مهارت‌های اجتماعی ضعیف باعث اختلال در روابط شوند. ممکن است به این خاطر تنها باشیم که نمی‌توانیم - یا فکر می‌کنیم نمی‌دانیم - چگونه با دیگرانی که در دور و برهان هستند، رفتار کنیم. تنهايي بيشتر از آنكه يك تجربه فيزيكي باشد، يك تجربه ذهني است. ما ممكن است در يك جمع هزار نفره هم احساس تنهايي كنيم، يا برعكس ممكن است 3 روز در جايي باشيم كه هيچ آدمي جز خودمان وجود نداشته باشد اما آن‌قدر احساس پيوند با افراد محيط بيرون داشته باشيم كه حس تنهايي نكنيم. اينكه تنهايي را منفي تلقي كنيم، به كلماتي بستگي دارد كه توي سرمان مي‌چرخند و تكرار مي‌شوند. روان‌شناسان به اين كلمات مي‌گويند: «خودگويي» يا همان «مونولوگ».

تصور كنيد كه شما بازيگر يك تئاتر يك‌نفره‌ايد. كارگردان به شما مي‌گويد مرتب اين چند مونولوگ را تكرار كنيد: «من تنهاي تنهايم، هيچ‌كس به من اهميت نمي‌دهد، حتي يك دوست صميمي هم ندارم، زندگي‌ام بي‌ارزش است و...».

اگر شما بارها و بارها اين جمله‌ها را تكرار كنيد و به قول تئاتري‌ها حسش را بگيريد، شك نكنيد كه خيلي زود غمگين مي‌شويد. افرادي كه به خاطر احساس تنهايي‌شان افسرده مي‌شوند، در واقع همين‌جور جمله‌ها را مرتب در ذهنشان تكرار مي‌كنند.

حالا اگر به جاي اين‌جور جمله‌ها مرتب بگوييد: «ديگر نمي‌توانم اين تنهايي را تحمل كنم» و حس دلشوره‌اش را هم بگيريد، دلشوره‌تان كم‌كم بيشتر و بيشتر مي‌شود و مي‌رويد به سمت بيماري‌هاي اضطرابي.

چه مي‌كند اين تنهايي؟

اينكه آيا ما از تنهايي بيرون مي‌آييم يا نه، به برداشتي بستگي دارد كه خودمان از علت تنهايي‌مان داريم. اگر علت تنهايي‌مان را اين بدانيم كه «من جذاب نيستم، شخصيت اجتماعي ندارم، دوست‌داشتني نيستم و...»، به سختي مي‌توانيم از تنهايي عبور كنيم چون اين صفت‌هايي كه به خودمان نسبت مي‌دهيم، خيلي تغييرناپذيرند. اما اگر علت را اين بدانيم كه «من تنهايم چون كمرو هستم ولي مي‌توانم آن را برطرف كنم» يا «به اندازه كافي براي روابط اجتماعي‌ام وقت نگذاشته‌ام» و اين قبيل انگاره‌ها، آن‌وقت مي‌توانيم اميدوار باشيم كه از تنهايي بيرون بياييم.

در مقابل اين علت‌ها كه علت‌هاي دروني تنهايي محسوب مي‌شوند، بعضي‌ها معتقدند مشكل از ديگران است. در اين گروه هم اگر ما تنهايي‌مان را به علت‌هايي نسبت بدهيم كه به سختي تغيير مي‌كنند، تنهايي‌مان غيرقابل ‌حل به نظر مي‌رسد؛ مثلا اينكه «مردم اساسا نمي‌خواهند با من آشنا شوند، سر اطرافيانم خيلي شلوغ است و...».

اما اگر علت‌هاي بيروني تنهايي‌مان را انعطاف‌پذيرتر بدانيم، راحت‌تر مي‌توانيم از تنهايي بيرون بياييم؛ مثلا اينكه «من تنها هستم چون عضو هيچ گروهي نشده‌ام، من تنها هستم چون هرگز از ديگران نخواسته‌ام كاري را با هم انجام بدهيم و...».

اولين قدم براي خروج از تنهايي، اين است كه علت‌هايي را كه در ذهنمان براي تنهايي قائليم، بشناسيم و تا جايي كه ممكن است آنها را به علل انعطاف‌پذيرتري تغيير بدهيم.
قدم دوم، يادگيري مهارت‌هاي اجتماعي است. خيلي از افرادي كه احساس تنهايي مي‌كنند، در واقع بلد نيستند با ديگران رابطه برقرار كنند.

ياد گرفتن مهارت‌هايي مثل ابراز وجود (كه قبلا در همين صفحه درباره‌اش نوشته‌ايم)، مهارت ارتباط با جنس مخالف و  مهارت خوب گوش دادن و امثالهم مي‌تواند به ما كمك كند از تنهايي خودمان بيرون بياييم.

راجرز، يكي از مشهورترين روان‌شناسان انسان‌گرا، معتقد است كه ما اغلب خوب به ديگران گوش نمي‌دهيم. ما اغلب وقتي ديگران حرف مي‌زنند، در اين فكر هستيم كه چه جوابي به‌شان بدهيم و چگونه نظر خودمان را درباره  صحبتشان ابراز كنيم. مثلا اگر كسي يك فيلم را بد مي‌داند، ما معمولا بد يا خوب بودن فيلم را از نظر خودمان مي‌گوييم. اما كسي كه خوب گوش مي‌دهد- در مقابل- احساسات و افكار دوستش را در مورد آن فيلم مي‌پرسد. در واقع يك شنونده خوب 4 ويژگي دارد:

1 ـ انگيزه گوش دادن دارد؛ يعني مايل است حرف‌هاي ديگران را خوب گوش كند.

2 ـ به حرف‌هاي ديگران توجه مي‌كند و با تمام وجود به آنها گوش مي‌دهد. مثلا به موقع تماس چشمي برقرار مي‌كند.

3 ـ همدلي مي‌كند؛ يعني دوست دارد دقيقا بداند طرف مقابل چه احساسي دارد تا در احساسش شريك شود.

4 ـ مهارت دارد؛ يعني مي‌داند با افراد متفاوت و در موقعيت‌هاي مختلف چطور برخورد كند.
به هر حال، خيلي از مشكلات افرادي كه احساس تنهايي مي‌كنند، در ضعف اين مهارت‌هاي اجتماعي نهفته است.


 راه‌هاي كاهش تنهايي

از آنجا كه تنهايي صرفا با گذشت زمان شدت نمي‌يابد ، بيشتر پژوهشگران برخي از انواع مداخله فعال را براي كمك به افراد تنها موفق مي‌دانند. بدون اين مداخله‌ها، تنهايي مي‌تواند عقب نشيني به سمت كامروايي تخيلي، فرو رفتن بيش از حد در كار، اعتياد به الكل و مواد مخدر را براي تقليل درد برانگيزاند. در ضمن فنون مداخله موفقيت‌آميز، شناخت درماني و آموزش مهارت اجتماعي (به طور همزمان) بيشتر اهميت دارد.

معمولا شناخت‌هاي افراد تنها و غير تنها متفاوت است. براي شخص تنها طرح‌واره از خود معمولا كاملا منفي است پس در شناخت درماني، شيوه‌هايي براي تغيير و اصلاح اين شناخت‌هاي منفي درباره موقعيت‌هاي اجتماعي طرح‌ريزي مي‌شود. 

افزون بر تغيير شناخت‌هاي سازش نايافته ، تغييرات رفتاري نيز لازم است. چنان كه مي‌دانيم، تنهايي بنابر خصلتش با مهارت‌هاي اجتماعي نامناسب و نيز نگراني‌ها درباره فقدان مهارت اجتماعي پيوند دارد. يك راهبرد عملي اين است كه فرد تنها الگوهاي موفقيت‌آميز ميان فردي را در نوار ويدئو مشاهده كند، سپس مهارت‌هاي اجتماعي را در يك موقعيت بدون تهديد  در حالي كه ضبط مي‌شود  تمرين و نتايج آن را مشاهده كند. گاهي لازم است افرادِ فاقد مهارت اجتماعي درباره فعاليت‌هاي ويژه (از قبيل آغاز سخن گفتن، نشان دادن علاقه و نشاط هنگام تعامل با ديگري، احترام گذاشتن و تحسين كردن) آموزش ببينند، كه شخص قبل از مواجه شدن با موقعيت واقعي مي‌تواند آنها را تمرين و امتحان كند.

و در مجموع و به زبان ساده تر بهترین راه برای خنثی کردن این عوامل شاید صرفا آن باشد که در دور و بر دیگران باشیم، برخی از واکنش‌های آدمی در برابر تنهایی مثل فعل پذیری ، پرخوابی ، پرخوری ، استفاده از آرامبخش‌ها ، تماشای بیش از حد تلویزیون ، استفاده نادرست از الکل یا اعتیاد به کار می‌تواند انزوا و تنهایی را تشدید کند.
درمان تنهایی عبارت است از ورود به جرگه‌ای از دوستان و بستگان که با آنها می‌توان کارهایی را بطور مشترک انجام داد. تنهایی عاطفی به خاطر در فقدان یک دلبستگی عاطفی نزدیک و صمیمانه است. تنهایی عاطفی را نمی‌توان با دستیابی برطرف کرد بلکه باید صمیمیت عاطفی برقرار شود. شاید بد نباشد که این بخش را با یک نکته امید بخش تمام کنیم. با افزایش سن تماس‌های اجتماعی نیز بیشتر می‌شود . 


نوشته شده در 19/9/1388ساعت11:29 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: اموزش | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


عکس عاشقانه

 

 

 

 

 


نوشته شده در 19/9/1388ساعت11:10 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


عکس عاشقانه


نوشته شده در 19/9/1388ساعت11:09 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | - نظر(0) - دنبالک ها(0)



نوشته شده در 19/9/1388ساعت10:47 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)



نوشته شده در 19/9/1388ساعت10:43 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


ازدواج

اختلاف سنی دختر و پسر در ازدواج:

اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمی ها، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت و یا احتمالا درگیر شوند. مثلاً به گونه ای نباشد که یکی در آغاز راه هیجانات ، علاقمند به شطینت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و .... هست و دیگری کار و تفکر و  مطالعه ، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه یکی توام با تجربه و احتیاط باشد و دیدگاه دیگری ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است.

 نکته مهم بعدی اینست که علاوه بر سن شناسنامه ای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهر وی  نیز توجه کرد. بعضی وقتها دختری ممکن است چند سال از پسری بزرگتر باشد، اما با نشاط  و انرژی است. و علاقمندیها و تمایلات مشترکی با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازمست که به ظاهر ، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود.

ولی در کل بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج اینست که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند( مثلا 1 الی 6 سال).

خواستگاری و فرهنگ آن:

خواستگار در لغتنامه به معنی:  طالب، خواستار، خواهنده، خواهشگر، آرزومند می باشد و خواستگاری رفتن  نیز  یعنی برای طلب عروس به منزل دختر یا زنی رفتن.

 

و اما فرهنگ خواستگاری رفتن:

مواد لازم برای خواستگاری رفتن: یک عدد شازده داماد خوش تیپ + خانم والده + یک دسته گل(+شیرینی، که البته در جلسه اول خواستگاری لزومی ندارد و زمانی که پسندیدی می بایست ببری).

نکات مهم در فرآیند خواستگاری:

1.      قبل از رفتن به خواستگاري حتماً می بایست با خانواده عروس خانم هماهنگیهای لازم (به صورت تلفنی) انجام شود.

2.      هنگام خواستگاري فقط پدر و مادر و پسر با هم بروند و بايستي خواستگار با خود گل ببرد. (گل بردن نشانه ادب و احترام خانواده آقا داماد است و لازم بذکر است که زیبایی دسته گل رابطه مستقیم با سلیقه آقا داماد دارد.)

3.      لباس رسمی و محترمانه بايد پوشید. از پوشیدن لباس آستين كوتاه، مدل هاي جلف و تركيب رنگ هاي كودكانه خودداری کنید. ترجیحاً از کت و شلوار استفاده کنید.

4.      خواستگاري حتماً‌ بايد بعد از ظهر باشد ( 7-4 بعد از ظهر).

5.      پدر و مادر عروس خانوم حتماً بايد در منزل باشند و عدم شركت آنها علامت نوعي مخالفت است. حضور بچه ها كلاً ممنوع است.

6.      بهتر است که عروس خانوم نوشیدنی (شربت، چای و...) جهت پذیرایی بیاورد تا خانواده آقا داماد(بخصوص خود آقا داماد) چهره زیبای عروس خانوم را از نزدیک زیارت کنند عروس خانوم هم توجه داشته باشد لبخند ملیحی بر لب داشته باشد.

7.      پس از کمی صحبتهای اولیه، عروس خانوم و آقا داماد آینده جهت آشنایی بیشتر با روحیات و دیدگاههای یکدیگر به اتاقی می روند.

8.      در صورت تمایل 4-3 روز بعد، برای گرفتن وقت بعدی تماس بگیرید و حتی اگر پسند نکردید طی یک تماس تلفنی می توانید از بابت پذيرايي تشكر كنید. اين تشكر كوچك نشان دهنده ادب خودتان است .

 

 "تعهد" در ازدواج به چه معناست؟

ازدواج های خوب و موفق زیادی وجود دارد، اما هیچ ازدواج کاملی وجود نداشته است. هر ازدواج بادوام و موفق شامل تعهداتی بی قید و شرط و قطعی برای فردی ناکامل است. اینکه توقع داشته باشید همسرتان برایتان همه چیز باشد، غیر واقع گرایانه و نابخردانه است. در دنیای امروز که افراد در برخورد با کوچکترین مشکل یا عدم تفاهم، به این سرعت از یکدیگر جدا شده و طلاق می گیرند، بهتر است از خود سوال کنید تعهداتتان در ازدواج چیست؟

متعهد شدن به ازدواج به این معناست که زوجین به یکدیگر گفته اند که "ازدواج ما نباید سبک و غیرمسئولانه گرفته شود." ما ازدواجمان را بر پایه ی عشق، احترام، شرافت، و جذابیتی متقابل به یکدیگر بنا گذاشتیم. ما معتقد بودیم، و هنوز هم اعتقاد داریم، که برای وفادار ماندن به یکدیگر، نباید به یکدیگر دروغ بگوییم و به هم اعتماد داشته باشیم، چه با هم باشیم و چه دور از هم.

تعهد و مسئولیت پذیری در ازدواج درصورت وجود موارد زیر محقق می شود:

·         سازگاری روحی

·         سازگاری شخصیتی

·         توانایی برقررای ارتباط با یکدیگر (اینکه یاد بگیرید به حرف های همسرتان گوش دهید و با کلامی صریح، غیرمنتقدانه، غیر کینه جویانه و خاص به او پاسخ دهید)

·         کشش و جاذبه ی دو طرفه و متقابل

 

معنا و مفهوم همسر:

بارها فکر کرده‌ام که کلمه همسر یعنی چه؟ از کجا آمده و چه معنی می‌دهد؟

همسَر مرکب از دوکلمه هم+ سر می باشد. یعنی که دو فرد نرینه و مادینه  که از لحاظ سَر (فکر) و سر (راز) با همدیگر یکی و متحد و یگانه می باشند و فقطجسم آنها به مقتضای خلقت از هم جداست. در کل همسر را با احتساب فتحه در "س" به معنی هم فکر و با احتساب کسره در "س" به معنی هم راز معنی کرده اند.

و اما در لغتنامه شخصی من (به نظر خودم) همسر یا شریک زندگی یعنی :

همدم، همراه، همدل، هم فکر،هم کیش، هم آئین، همسفر، هم سرا، هم‌آواز، هم سخن، همراز، هم دست، همزاد، ،همسان هم سلیقه،هم سنخ،هم سطح، هم سفره،هم بستر، هم بالین و... .

خلاصه کلام هر چی لغت قشنگه در واژه همسر نهفته است. (البته نه هر همسری!!!).

 

هدف از ازدواج:

در این بخش میخواهم به بررسی دلایل و هدف از ازدواج بپردازم. اصلاً چرا ازدواج می کنیم؟

هدف از ازدواج تشکیل خانواده، بقای نسل ،استفاده از لذایذ مشروع، پایبندی و آرامش روح و روان،هدفمندتر شدن برای ادامه زندگی و بیشتر لذت بردن از آن (زندگی) می باشد.

ـ  رسیدن به آرامش

ـ  تکامل یافتن

ـ  هدفمندتر شدن

ـ  ارضای نیازهای عاطفی

ـ  نیاز به یک دوست واقعی

 ـ  پاسخ به ندای فطرت

ـ حفظ عفت

ـ  بقای نسل

.....


 خیلی وقتها این سوال به ذهنمان میرسد که اصلا ازدواج چیست و هدف از این عمل چه می باشد؟ 

در لغتنامه ازدواج را جفت گرفتن ، با یکدیگر جفت و قرین شدن معنی کرده اند.

در کتب مختلف نیز ازدواج را فرايند علاقمندي، كشش جسمي، جنسي، رواني و به دنبال آن فراهم سازي شرايط اقتصادي، اجتماعي، علمي، شغلي، خانوادگي، شخصي دو جنس مخالف ( زن ومرد يا دختر و پسر) در جهت ايجاد يك زندگي مشترك توأم با تفاهم، محبت، پويايي، زايندگي، و هدفمند تعریف کرده اند.

و به نظرخود من ازدواج به معنای پیوند دو قلب، دو جسم و دو روح است. ازدواج وسیله تداوم زند گی مشترک مرد و زن در تشکیل خانواده است.

اگه تا بحال کمی دقت کرده باشید، متوجه می شوید که خداوند از هر عضوی دو بار در بدنمان قرار داده است، مثل چشم، گوش،  ابرو، دست، پا، کلیه و... . اما یک قلب داریم و این بار وظیفه خودمان است که به دنبال جفت قلبمان بگردیم. همانطوری که تناسب و هماهمنگی در این اعضا زیبایی بیشتری به ما  می دهد، هماهنگی و تناسب بین زن و مرد نیز باعث میشود که از این امر به بهترین نحو ممکن لذت ببریم. (فرض کنید که چشمهایتان متناسب نبودند، یکی بزرگ و دیگری کوچک، یکی زیبا و دیگری زشت و یا حتی معمولی، یکی سیاه و دیگری رنگی و...، در اینصورت هرگز از ظاهرمان لذت نخواهیم برد حتی به اندازه یک انسان با چهره ای زشت!!!). پس توصیه اکید من بر این است که این هماهمنگی در کلیه موارد اعم از وضعیت ظاهری، تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، مادی و معنوی طرفین رعایت شود تا نتیجه ای بهینه حاصل گردد.

معنا و مفهوم همسر:

بارها فکر کرده‌ام که کلمه همسر یعنی چه؟ از کجا آمده و چه معنی می‌دهد؟

همسَر مرکب از دوکلمه هم+ سر می باشد. یعنی که دو فرد نرینه و مادینه  که از لحاظ سَر (فکر) و سر (راز) با همدیگر یکی و متحد و یگانه می باشند و فقطجسم آنها به مقتضای خلقت از هم جداست. در کل همسر را با احتساب فتحه در "س" به معنی هم فکر و با احتساب کسره در "س" به معنی هم راز معنی کرده اند.

و اما در لغتنامه شخصی من (به نظر خودم) همسر یا شریک زندگی یعنی :

همدم، همراه، همدل، هم فکر،هم کیش، هم آئین، همسفر، هم سرا، هم‌آواز، هم سخن، همراز، هم دست، همزاد، ،همسان هم سلیقه،هم سنخ،هم سطح، هم سفره،هم بستر، هم بالین و... .

خلاصه کلام هر چی لغت قشنگه در واژه همسر نهفته است. (البته نه هر همسری!!!).

 

  


نوشته شده در 16/9/1388ساعت05:46 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


بی تو

( ادامه مطلب )



نوشته شده در 10/9/1388ساعت10:02 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


خدا حافظی

خدایا :  

به انان که  

ادعای عاشقی  

تو را دارند  

بیاموز 

که بزرگترین گناه 

شکستن  

دل 

است! 

خدا نگهدار. 

 


نوشته شده در 10/9/1388ساعت09:49 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


 

میدونی چرا افریده  

شدی؟ 

برای اینکه  

 

رو  

همه گلها رو کم  

کنی! 

اسمونی هنوز بیادته  

بی وفا؟!


نوشته شده در 10/9/1388ساعت09:42 توسط وحید حتما به وبلاگ اسمونی ^من سر بزنید | لینک ثابت || - نظر(0) - دنبالک ها(0)


من

type="text/javascript" src="http://iransohrab.tools.googlepages.com/IranSohrab-imam-zaman.js">
وبلاگ
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
blog
log
کد ماوس
وبلاگ
log اس ام اس ميلاد امام علی و روز پدر - اس ام اس هاي مثبت!!! نواههای اسلامی

اهنگ

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

حدیث روز